تبليغاتX
احساسات سرگشته

احساسات سرگشته
آنچه که می آید و می رود بی آنکه درک شود  
قالب وبلاگ
دوستی داشتم که ادعای دوستی اش.....

باور آدما چقدر سخت شده، موندن و نگه داشتنشون با صداقت سخت تر، وقتی با یه بهونه کوچیک ازت میگذرن اونم اون آدمایی که تا ابد تو رو دوست داشتن و حاضر نیستن باورت کنن...

خدایا دلم گرفته، دلم تنگه اون روزهای تکرار نشدنی و آدمای از دست رفته است. آدمایی که خوب بودن و دیگه نخواستن خوب باشن...

چی شد یه دفه؟ چه حسی چه رازی باعث این سردرگمی شد؟

چرا فکر می کنن دارم دوروغ می گم ؟؟؟؟

باور ندارم که با یه بهونه.... نه حتما من دارم دروغ می گم ولی نمیدونم چرا نمیفهمم چی رو دارم دروغ می گم؟؟؟

ولی مطمئنم کوتاهی از منه دوستای من همگی خوبن، هیچ کدومشون اهل دل شکستن نیستن نه هرگز..............

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 16:10 ] [ عاطفه ] [ ]

 
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 21:37 ] [ عاطفه ] [ ]
تنهایی و دلتنگی وقتی جدا جدا میان سراغ آدم خیلی حال آدمو بد می کنن حالا فکرشو بکن که این دوتا حس همزمان با حس ... حس ..... حتی نوشتنشم عذاب آوره ... همزمان با حس تحقیر، بی لیاقتی و ...

ول کن فقط دلم واسه خودم خیلی می سوزه فقط همین

[ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ 16:11 ] [ عاطفه ] [ ]
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!

حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه

اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی!

خـبری از دل تنـگـی ِ تـو نمـی شود!

برمیگردم چـون

دلـتنـگـت مــی شــوم.....

******

خیلی حسه بدیه که بعد چند روز که ازش خبری نیست بهش بزنگی و بگه داشتم فکر می کردم چجوری باهات تماس بگیرم اونم وقتی اینترنت و مبایل و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه هست!!!! چجوری دلتنگیشو باور کنم؟؟

[ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 15:48 ] [ عاطفه ] [ ]

آرزومند سعادت نباش

زیرا نفس همین آرزو ، مانعی بر سر راه است .

زندگی ات را به آرزو زنجیر نکن

و به هیچ هدفی چشم ندوز.

آزاد زندگی کن !

لحظه به لحظه زندگی کن !

و از چیزی نترس ، از ترس هم ازاد شو ،

زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم

چیزی هم بدست نمی آوریم ،

- و وقتی این را بفهمی ،

کمال زندگی ات تحقق می یابد ،

اما هیچ گاه مثل گدا به دروازه های زندگی نزدیک نشو ،

هیچ وقت گدایی نکن ،

زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمی شوند!

[ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 12:16 ] [ عاطفه ] [ ]

·         معبد خداوند فقط به روی

دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .

دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،

پس ، از اندوه اجتناب کن.

دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن

درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس-

و برای این { دلشادی و آواز و رقص } به دنبال دلیلی نباش .

کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .

{چون شاخ تر به رقص آ } و نغمه ساز کن-

نه برای دیگران ،

نه به خاطر چیزی ،

برقص ، فقط به خاطر رقص ؛

بخوان ، فقط برای آواز ؛

آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است

[ یکشنبه 20 فروردین1391 ] [ 15:51 ] [ عاطفه ] [ ]

در زیر سکوت تو گنجی است

خاموش و مغرور

همچون میراث یک دهکده دور

گنجی پنهان

در خطر هجوم غارتگران

گنجی که من دیده ام

و خود را به ندیدن می زنم ...

آرامش فاتحان

ما هم اکنون شکست خوردیم

اما من آرامش فاتحان را حس می کنم

همچنین آرامش دانه ای در دل خاک

[ جمعه 4 فروردین1391 ] [ 18:40 ] [ عاطفه ] [ ]

درود

سال 1391 خورشیدی برابر با 7034 میترایی آریایی .3750 زرتشتی و 2571 شاهنشاهی بر همگان خجسته و شاد باد


بیاید ایراندوست باشیم و
ایران را آزاد دوست بداریم
بیایید ایران را برای خودش دوست داشته باشیم نه برای ثروتش
و بدانید که انسانهای متعصب احمق ترین انسانها هستند

همواره اهورایی باشید

[ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 0:1 ] [ عاطفه ] [ ]

یک آغوش گل سرخ ، یک جرعه آفتاب ، یک قطره مهتاب ، یک دانه مروارید ، یک سبد عشق ، یک بغل محبت و یک دهان غزل نثار دوست است در این سرزمین گرم آفتابی که آفتابش ، مهر خوانده می شود . مهرش ، مهربانی .

این واژگان روح انگیز و گرم و سرخ ، جاری زبان مردمی است که مهربانی را زیبایی می دانند و زیبایی را در مهر ورزیدن می جویند .

مردمی که زیبایی را در ژرفای هستی می یابند . در چشمه ساری که از اعماق زمین می جوشد و در لطفی که از ژرفای نگاه می تراود . در تناور درختی که ریشه در این خاک دارد و دست های مهربانش پر از شکوفه است و سایه سار برگ هایش رهروان خسته را به آرامشی دل نشین می خواند . مردمی که زیبایی از سویدای قلبشان تراوش می کند . مردمی که زیبایی صوری را تنها تجلی و نمادی می دانند از زیبایی درونی .

عاشق معشوق را می ستاید نه تنها به جهت صورت زیبایش که به سبب زیبایی درونی اش .

در عشاق نامه های مان تز شیرین که بگذریم که زیباست هم به چهره و هم به سیرت ، محبوب همه عاشقان ،چهره ای عادی و حتی فرودست تر از مردمان عادی داشته اند .قیس شوریده ای که از گرمای عشق لیلی سر به بیابان نهاده بود و با دوان و جانوران هم نشین ، لیلایی داشت سیه چرده ، باریک اندام ، تا انجا که چون قصه عشق مجنون بر زبان ها جاری شد و دهان به دهان گشت و سلطان را خبر شد. لیلی یی دید به ظاهر فرودست تر از کنیزان حرم خویش و آن گاه است که مجنون ناله سر داد که بایدت لیلی را از منظر مجنون بنگری تاجمال او را دریابی .

و نیز چنین است عذرای وامق و ویس رامین . و همین عشق به زیبایی درون است که تجلیات بیرونی می یابد ، زیبایی درون ماندگار است ، ژرفا می یابد و عمق پیدا می کند . پژمرده نمی شود و با گذشت زمان شکوفا تر ، تازه تر و پر طراوت تر می شود .

کاشی کاری های مسجد کبود تبریز عشق را فریاد می کنند و این همه رنگ ، این همه طرح ، این همه لطافت و این همه ظرافت ، تنها و تنها روایت عشق است .

آن دست هایی که چهره سخت فلز را با فلم می شکافد و نقشی زیبا بر جام می زند ، تنها و تنها دست های یک عاشق است .

در نگارینه های مان دقیق شوید ، به لطافت رنگ ها و ظرافت چهره ها بنگرید ، همه از عشق می گویند . سودای آن ندارم ازهمه تلاش هاس عاشقانه ایرانیان سخن بگویم ، از حجاری های طاق بستان و از ظروف منقوش بازمانده از عصر باستان ، از خوشنویسی های میرعماد که تنها سخن عشق را زمزمه می کرد و با عشق می نوشت واژه واژ ه زیبایی را و از نقش های پر شگفت پارچه های حریر و نقاشی های پشت شیشه روزگاران معاصر مان .

اما دریغ است نگویم که بدنه اصلی زبان فارسی و فراتر از شعر فارسی روایت عشق است و عشق یعنی ستایش زیبایی ، همان زیبایی که از ژرفای درون می تراود و پیوندی ناگسستنی با آزادی و آزادگی دارد .

حافظ آن شاعر و عارف عاشق می گوید :

فاش میگویم و ازگفته خود دلشادم بنده عشقم و ازهر دو جهان آزادم

صامی شاعری نا آشنا در گوش جان مان زمزمه می کند :

اسیر عشق شو ، کازاد باشی غمش بر سینه نه تا شاد باشی

و در نگاه ایرانی پیوندی است بین زیبایی و حقیقت و بین زیبایی و عدالت . ایرانی حقیقت هستی را زیبایی می بیند و عدالت را اعتدال می جوید به همین روی است که درنگاه او بین تقارن و تعادل رابطه ای تنگاتنگ برقرار است . و بااین نگاه است که زندگی او نظمی دلنشین می گیرد تا آنجا که همه کاستی ها در این منظومه موزون کم رنگ و کم رنگ تر می شود و سرانجام نشانی نمی ماند جز شکوه زیبایی که در کالبد این همه ماندگاری جای خوش کرده است.

مهـدی افشار

[ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 18:37 ] [ عاطفه ] [ ]
خستههههههههههه شدم خدا

چقدر خونه تکونی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پس چها تمیز نمیشن این درو دیوارا؟؟؟؟؟ هرچقدر کار می کنی میبینی یه جا دیگه مونده :.((



[ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 20:58 ] [ عاطفه ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به یاد داشته باشم:
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم
امکانات وب